هیچوقت نمیبخشمت هیچوقت. نه بهخاطر رفتنت، به خاطر تموم حرفهایی که به خاطر رفتن تو شنیدم. بهخاطر تموم سرکوفتهایی که شنیدم. به خاطر تموم اون لحظههایی که بهم گفتن تو اگه راه و رسم زندگی کردن بلد بودی الان اون شوهر یکی دیگه نبود. به خاطر تموم این لحظههای کوفتی که تو ساختی که به خاطرش هنوز از کس و ناکس دارم حرف می شنوم. اون قفل بزرگی که زدی به لبهام که حتی نمیتونم از خودم دفاع کنم. بهخاطر تموم اون اشکهایی که از این حرفها ریختم. به خاطر تموم این لحظهها نمی بخشمت. تو تمام بیست سالگی من رو نابود کردی. بهخاطر این هم هیچوقت نمی بخشمت. تا قیام قیامت...
