سه شنبه، 9 تیرماه 1388

چند شبه که به شدت دارم مقاومت می کنم تا تلفن رو برندارم و برات زنگ نزنم. وسوسه شنیدن صدات به شدت آزارم میده. اما هربار که با خودم فکر می کنم "خب که چی؟ ما که هیچوقت دستامون بهم نمی‌رسه، چه فایده‌ای داره. بیشتر عذابه، یادت میاره که چقدر دوری." پس بی خیال می‌شم و میذارم تنهایی من رو به آغوش بکشه و این داستان ادامه دارد...

سه شنبه، 9 تیرماه 1388

خیلی بده که خیلی چیزها رو نمی‌شه نوشت، خیلی حس‌ها رو نمی‌شه با کلمات وصف کرد. خیلی وقتها قلم ناتوانه. الان از اون وقتهاست. نه می تونم بگم چمه، نه می‌تونم حسم رو وصف کنم. اونوقت آدم می‌شه عین یک کلاف سردرگم. بعد یه حس خفگی به آدم دست می‌ده. انگار کلی حرف قلنبه شده رو دلت... کلا اینکه اوضاع خیلی بدی است.

همیشه تیرماه واسم پر بود از اتفاقات عجیب و غریب. پر از کنش و واکنش‌های احساسی. حالا نه الزاما از نوع عشقولانه‌اش. حالا نمی‌دونم چه جوریاس که این روزها تموم این خاطرات داره تو سرم می‌چرخه، عین فیلم‌ها میان جلوی چشمام بدون رعایت ترتیب زمانی. جسته و گریخته. مسخره است که هی خاطرات آدم شخم بخورن، تازه اونم بدون اینکه خودت بخوای. کلا اینکه اوضاع جالبی نیست.

دو هفته ای هست که کلا اوضاع زندگی از دستم خارج شده. یهو انگار همه چی بهم ریخت. از همون هفته لعنتی. یه بغض گنده گیر کرده تو گلوم که شکسته نمی‌شه. داره خفه ام می کنه.

 

اون قلنبگی حرف و احساس با این شخم زدگی خاطرات به اضافه افسردگی های اجتماعی-مدنی به همراه کلی چیز دیگه دلایلی است که منجر به این پست افسرده گونه می گردند.

 

با تچکر!

جمعه، 5 تیرماه 1388

۱) ما، گروهی از وبلاگ‌نویسان ایرانی، برخوردهای خشونت‌آمیز و سرکوب‌گرانه‌ی حکومت ایران در مواجهه با راه‌پیمایی‌ها و گردهم‌آیی‌های مسالمت‌آمیز و به‌حق مردم ایران را به شدت محکوم می‌کنیم و از مقامات و مسوولان حکومتی می‌خواهیم تا اصل ۲۷ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران را-که بیان می‌دارد «تشكيل‏ اجتماعات‏ و راه‌ پيمايی‌ها، بدون‏ حمل‏ سلاح‏، به‏ شرط آن‏‌که‏ مخل‏ به‏ مبانی‏ اسلام‏ نباشد، آزاد است»-رعایت کنند.

۲) ما قانون‌ شکنی‌های پیش‌آمده در انتخابات ریاست جمهوری و وقایع غم‌انگیز پس از آن را آفتی بزرگ بر جمهوریت نظام می‌دانیم و با توجه به شواهد و دلایل متعددی که برخی از نامزدهای محترم و دیگران ارائه داده‌اند، تخلف‌های عمده و بی‌سابقه‌ی انتخاباتی را محرز دانسته، خواستار ابطال نتایج و برگزاری‌ِ مجدد انتخابات هستیم.

۳) حرکت‌هایی چون اخراج خبرنگاران خارجی و دستگیری روزنامه‌نگاران داخلی، سانسور اخبار و وارونه جلوه دادن آن‌ها، قطع شبکه‌ی پیام کوتاه و فیلترینگ شدید اینترنت نمی‌تواند صدای مردم ایران را خاموش کند که تاریکی و خفقان ابدی نخواهد بود. ما حکومت ایران را به شفافیت و تعامل دوستانه با مردم آن سرزمین دعوت می‌كنيم، امید داریم در آینده شکاف عظیم بین مردم و حکومت کم‌تر شود.

پنجم تیرماه ۱۳۸۸ خورشیدی
بخشی از جامعه‌ی بزرگ وبلاگ‌نویسان ایرانی

Statement by a group of Iranian bloggers about the Presidential elections and the subsequent events

1) We, a group of Iranian bloggers, strongly condemn the violent and repressive confrontation of Iranian government against Iranian people's legitimate and peaceful demonstrations and ask government officials to comply with Article 27 of the Islamic Republic of Iran's Constitution which emphasizes "Public gatherings and marches may be freely held, provided arms are not carried and that they are not detrimental to the fundamental principles of Islam."

2) We consider the violations in the presidential elections, and their sad consequences a big blow to the democratic principles of the Islamic Republic regime, and observing the mounting evidence of fraud presented by the candidates and others, we believe that election fraud is obvious and we ask for a new election.

3) Actions such as deporting foreign reporters, arresting local journalists, censorship of the news and misrepresenting the facts, cutting off the SMS network and filtering of the internet cannot silence the voices of Iranian people as no darkness and suffocation can go on forever. We invite the Iranian government to honest and friendly interaction with its people and we hope to witness the narrowing of the huge gap between people and the government.

A part of the large community of Iranian bloggers
June 26, 2009

 

چهارشنبه، 27 خردادماه 1388

اصولا هفته ای که با شوک انتخاب ا.ن. و زدوخورد شروع بشه، به دیدار آقای پدر ماهبد و خود ماهبد (در راستای اینکه مردم چقده رو دارن!)، خبر بد حاملگی یه بنده خدایی، جر و بحث شدید با مادرجان، تلاش های بی ثمر و آب پاکی ختم می شود.

با تشکر