سه شنبه، 9 تیرماه 1388

چند شبه که به شدت دارم مقاومت می کنم تا تلفن رو برندارم و برات زنگ نزنم. وسوسه شنیدن صدات به شدت آزارم میده. اما هربار که با خودم فکر می کنم "خب که چی؟ ما که هیچوقت دستامون بهم نمی‌رسه، چه فایده‌ای داره. بیشتر عذابه، یادت میاره که چقدر دوری." پس بی خیال می‌شم و میذارم تنهایی من رو به آغوش بکشه و این داستان ادامه دارد...