قبل از اینکه بخوابم یه سری افشاگری هم بفرمایم تا بلکه آسوده سر بر بالین نهم! در همان شب مذکور عروسی (برای اطلاعات بیشتر به پست ذیل مراجعه فرمایید!) هنگامی که داشتم با بابالنگدراز میچتیدم چنین مکالماتی ردوبدل شد:
[زمان: پنجشنبه، ساعت 22 به وقت ایران!]
ستو: میدونی لنگ دراز، امشب عروسی یکی از بهترین دوستام بود.
ب.ل.د: اوه، جدی؟! رفتی؟!
ستو:
آره رفتم! حتما الان هم روحم داره باهات چت میکنه! ![]()
خدایی میبینید من با چه آدمی طرف هستم؟!
تازه یه چیز دیگه هم هست. بگم؟! بگم؟! روز سیزده آبان هنگامی که هموطنان عزیزمان مشغول مبارزه با استکبار الهی بودن، ایشان با 22تا از دوستدخترانشان پولپارتی گرفته بودن! (این پول نهها، اون پول!) بعله! ایشان همچین آدمی هستند! گفتم که روشن شید!
