دوشنبه، 9 آذرماه 1388

خب مجددا کما‌فی‌السابق، زندگی ماتحت مبارکش رو کرد طرف ما. ما (من و خودم و سایه‌ام!) نیز بر آن شدیم که این‌بار برخلاف دفعات قبل به جای شیون و زاری، مقابله به مثل کرده و ماتحتمان را به سویش نماییم، بلکه بی‌حساب گردیم!

و دیگر اینکه کی میگه خدا جای حق نشسته؟ هان؟ ما (همان افراد فوق‌الذکر) مجددا به این نتیجه رسیدیم که نخیرم اصلا اینطور نیست. به قول اون آقایی که تو مسجد گوهرشاد سخنرانی می‌کرد، اون قدیما بود که خدا جای حق نشسته بود. الان فقط شده ناظم مدرسه ما!

همین دیگه. اگه بازم نتایجی حاصل شد در پست‌های بعدی اعلام می‌داریم.

 

پ.ن. فهمیدم از کی اینقدر بی‌ادب شدم، از اینجا  از همون موقع تخم بی‌ادبی در دهانم کاشته شده!