پنجشنبه، 17 دیماه 1388

بابا گفت: «خب هرچي كه ملا يادت داده رو ول كن، فقط يك گناه وجود دارد والسلام. آن هم دزدي‌ست. هرگناه ديگري هم نوعي دزدي است. مي فهمي چي مي گويم؟»

بابا گفت: «اگر مردي را بكشي،يك زندگي را مي‌دزدي. حق زنش را از داشتن شوهر مي‌دزدي، حق بچه هايش را ازداشتن پدر مي‌دزدي. وقتي دروغ مي‌گويي، حق كسي را از دانستن حقيقت مي‌دزدي. مي فهمي؟»

بابا گفت: « هيچ كاري پست‌تر از دزدي نيست امير. اگر كسي چيزي را كه مال خودش نيست بردارد، خواه جان يك آدم باشد، خواه يك تكه نان... تف به رويش. و اگر زماني همچين كسي به پستم بخورد، واي به روزگارش. مي فهمي؟»